قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

249

تاريخ نگارستان ( فارسى )

راضِيَةً مَرْضِيَّةً مسموع خواهد گشت لاجرم در حين صحت الغ بيك را طلبداشته بسلطنت نويد داد و بازماندگان را به دو سپرده لوازم وصيت بتقديم رسانيد . [ 442 - رفتن گشتاسب بروم . ] 442 حكايت آورده‌اند كه گشتاسب از پدرش لهراسب رنجيده منكرا بروم رفت و در آنولاطورهء سلاطين آن بود كه چون دختر را وقت شوهر شدى بهجوم خلايق آن مرزوبوم فرمان دادندى دختر هركس را منظور ساختى ترنجى بجانب او انداختى آنكس شوهر شدى قضا را در آن ايام مجمعى از خواص و عوام دست‌داده چون دختر قيصر كتايون نام را نظر بر منظر گشتاسب افتاد ترنج به دو انداخته ويرا بعز ازدواج بنواخت . نظم : هنوز در تتق غيب بودى آسوده * كه نوعروس جهان بود در غمت رنجور ز حسن يوسف مصرى نبود نام و نشان * كه داشت دست زليخا جراحت ناسور القصه : دختر بتحت تصرف آن پادشاه هفت كشور درآمده قيصر از آن رنجيده رقم نسخ بر آن قاعده كشيده خواستگارى ساير دوشيزگان حرم‌سراى بختيارى را مطلق بكشتن شير و اژدهائى كه در آنحدود پيدا شده بودند كرد و اينمعنى بر شهزادهء چند كه تمناى دامادى داشتند دشوار آمد چه دفع آنها محال بود و وصال اينها در غايت اشكال . در آن ترك جان و در اين حرمان جانان . مصراع : تا جان ندهى بوصل جانان نرسى . پرتو اينمعنى بر رأى مشگل‌گشاى گشتاسب تافته بنيروى شجاعت و سرپنجهء جلادت آن دو جانور را دفع نموده آن درماندگانرا بكام خود رسانيد . [ 443 - كشتن پهلوانى اژدها را ( نمره غ ) ] 443 حكايت مؤلف جهانگشاى در تاريخ ناصرى روايت مىكند كه در سالى كه سلطان محمود غزنوى از سومنات برگشته بود يكى از پهلوانان اژدهائى بزرگرا كشته پوست آن را بيرون آورده كشيدند درازى آن سى ذرع و پهناى آن چهار ذرع بود راوى جهة تصديق اينقول ميگويد اگر كسى را اين سخن قبول نيفتد بقلعهء غزنين رفته آن پوست را كه مثال شاذروان آويخته است بنگرد بالجمله در حين گوى بازى او به نظر قيصر درآمده واله جمال او شد لاجرم شمهء از پهلوانى داماد بىنظير و كشتن اژدها و شير مرفوع ضمير او شده ويرا در سلك مخصوصان منتظم گردانيد و آخر بموجب تحريك او از لهراسب طلب باج و خراج نموده پادشاه از آن امر درهم شده بعد از تأمل دانست كه باعث آن چيست و منشأ آن گستاخى كيست ؟ بنابرآن تاج و تخت كيان بجانب فرزند بيمانند روان داشته حقيقت حال فرخنده مآلش كه تا آنوقت بر همگنان پوشيده بود ظاهر شد نظم : بدانست قيصر كه گشتاسب اوست * برازندهء تاج لهراسب اوست